خرید بک لینک
مامانم حالش خوب نبود بعد صبحونه رفت دراز بکشه تا بهتر بشه. منم به شکل وحشتناکی استرس امتحان داشتم. رفتم اشپزخونه دیدم سینک پر ظرفه، باید جارو برقی بکشیم و خبری ام از ناهار نیست. این وسط خواهر گرامی با

برچسب: نویسنده: امیر نوروزی تاريخ: يکشنبه 23 دی 1397 ساعت: 22:03

بابای قشنگم توی خونه ما تنها مرده و خودش همیشه میگه من سوگولی ام. مامانمم امروز میخندید و میگفت انشاالله به زودی یکی بیاد دیگ تنها نیستی ک سوگولی بشی. منم یه خنده ای کردم و باور نکردم از اون لبخندهای

برچسب: نویسنده: امیر نوروزی تاريخ: يکشنبه 23 دی 1397 ساعت: 22:03

میگویند:

"انسان ۲۱روز زمان نیاز دارد تا یک عادت جدید بسازد یا آن را ترک کند

اگر شما هم بتوانید ۲۱روز بدون چیزی سپری کنید دیگر به آن نیاز نخواهید داشت."

زندگی ام را ورق میزنم، ماشین حساب را در می آورم. ۲۴ سال از چند ۲۱ روز تشکیل شده. قانون ۲۱ راست نیست واگرنه من به نبودنت عادت میکردم. راست نیست، نه راست نیست....

برچسب: نویسنده: امیر نوروزی تاريخ: يکشنبه 23 دی 1397 ساعت: 22:03

اکنون که میل دوست به با من نشستن استتقدیر من چو گرد به دامن نشستن استشوق فناست یا عطش وصل؟! هر چه هستچون آب بر حرارت آهن نشستن استمن سر بلند غیرت خویشم در این مصافتیغ رقیب لایق بر تن نشستن استطوفان اگ

برچسب: نویسنده: امیر نوروزی تاريخ: يکشنبه 23 دی 1397 ساعت: 22:03

یه حس عجیب و جالبی رو دارم تجربه میکنم سن ۱۸، ۱۹ سالگی فاز مرد سوار بر اسب سفید داشتمو و خیالاتم حول مردی که میاد عاشق سپیده میشه و با سختی به دستش میاره بود. از اونایی ک خانواده پسره مخالفن ولی پسره

برچسب: نویسنده: امیر نوروزی تاريخ: يکشنبه 23 دی 1397 ساعت: 22:03

همه اونایی ک امتحان ندارید، الان به ارامش راه رفتن، غذا خوردن و کوچکترین تفریحاتتونم حسودیم میشه.

امروز امتحان داشتم، فرداام هشت صبح امتحان.خیلی نامردین ک داره بهتون خوش میگذره....

+ شوخی کردم اصنم برام مهم نیس. منم زود میخونم میرم خوش میگذرونم

برچسب: نویسنده: امیر نوروزی تاريخ: يکشنبه 23 دی 1397 ساعت: 22:03

صفحه بندی